آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤

اخبار


درگذشتگان:
درگذشت آيت الله رضوانى زنجانى
حضرت آيت الله شيخ احمد رضوانى زنجانى, يكى از فقهاى حوزه علميه قم به شمار ميرفت. فقيد سعيد در سال ١٣٠٢ش (١٣٤٢) زاده شد وى تحصيلات دينى و مقدمات و ادبيات را در زنجان فرا گرفت.سيس در سال ١٣٥٩ق به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و سطوح را در محضر عالمانى چون: مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم خوئينى زنجانى و ديگران بياموخت و پس از آن به درس خارج آيات عظام: آقاى بروجردى و سيد محمد حجت كوهكمرى حاضر شد و اين همه ٩ سال به طول انجاميد. آنگاه در سال١٣٦٩ق رهسپار نجف اشرف شد و از محضر حضرات آيات عظام: سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى و سيد ابوالقاسم خويى و به ويژه از درسهاى فقه و اصول ابوالزوجه گرامى اش آيت الله ميرزا باقر زنجانى بهره هاى فراوان برد و همزمان به تدريس سطوح عاليه پرداخت. در سال١٣٩٤ق بود كه در اثر فشار رژيم بعثى عراق از نجف اخراج شد و اقامت در قم را برگزيد و به تأليف و تدريس اشتغال ورزيد.
برخى از كتابها و آثارش ـ كه همگى مخطوط مانده است ـ عبارتند از:
١ـ تقريرات درس اصول آيت الله ميرزا باقر زنجانى (دوره كامل)
١٣ـ٢ـ تقريرات درس فقه آيت الله ميرزا باقر زنجانى (طهارت (٤ج), زكات ,خمس,صوم,حج,اجاره,مضاربه,شركت,مكاسب,نكاح(٣ج),لباس مصلّى)
١٤ـ دوره اصول(٣ج)
١٥ ـ رساله در رضاع
١٦ ـ رساله در متنجّس
١٧ـ رساله در عصيرعبنى
١٨ـ رساله در حكم فقاع
١٩ـ رساله در طهارت و نجاست اهل كتاب
٢٠ ـ رساله در تحقق وطن شرعى
٢١ ـ كتاب الصلاة
٢٢ ـ كتاب الحج
٢٣ ـ كتاب الاجارة
٢٤ ـ رساله در عموم حجية البينّة
٢٥ ـ رساله در اعتبار قول عدل واحد
٢٦ ـ رساله در قول ذى اليد
٢٧ ـ رساله در حديث لاتعاد
٢٨ ـ حاشيه بر شرح تجريد
٢٩ ـ حاشيه بر شرح منظومه(تا بحث جواهر و اعراض)
٣٠ ـ رساله در علم جفر
معظم له, پس از عمرى ٧٨ساله در روز جمعه ٩ربيع الثانى١٤٢٠ق (اوّل مرداد١٣٧٨ش) بدرود حيات گفت و پيكرش در روز شنبه ١٠ربيع الثانى, پس از تشييع و نماز آيت الله صافى گلپايگانى بر آن در قبرستان شيخان كبير قم به خاك سپرده شد.
* درگذشت آيةاللّه حايرى يزدى
حضرت آيةاللّه آقاى دكتر حاج شيخ مهدى حائرى يزدى, يكى از بزرگ ترين فيلسوفان اسلامى عصر كنونى به شمار مى رفت. معظمٌ له در سال ١٣٤٢ق. در بيت علم و تقوا و فضيلت در قم زاده شد. پدرش مرجع بزرگوار شيعه حضرت آيةاللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى يزدى (١٢٧٦ـ ١٣٥٥ق.) ـ مؤسس حوزه علميه قم و از شاگردان بنام آيات عظام: سيد محمد فشاركى, ميرزاى شيرازى, آخوند خراسانى و سيد محمد كاظم يزدى و مرجع احتياطات آيةاللّه ميرزا محمد تقى شيرازى, و صاحب (دررالاصول) و كتاب الصلاة ـ بود.
فقيد سعيد ادبيات را نزد مرحوم حجةالاسلام آقاى حاج شيخ ابوالقاسم نحوى و سطوح اوّليه را در محضر برادر بزرگوارش آيةاللّه حاج شيخ مرتضى حائرى, و سطوح عاليه را نزد آيةاللّه العظمى گلپايگانى و ديگران آموخت. پس از آن در محضر پرفيض حضرت امام خمينى(ره) به آموختن متون كلامى و فلسفى, و نزد آيات عظام: حاج سيد محمد حجت كوهكمرى, سيد محمدتقى خوانسارى و آقاى بروجردى به فراگيرى خارج فقه و اصول پرداخت و مبانى علمى خويش را استوار ساخت. در سال ١٣٧٠ق. با تصويب آيةاللّه بروجردى, براى نظارت بر متون درس دينى فرهنگ كشور به تهران رفت و همزمان به تحصيل فقه در محضر آيةاللّه حاج سيد احمد خوانسارى و فلسفه اسلامى نزد حكيم علامه آيةاللّه ميرزا مهدى آشتيانى ـ قدس سرهما ـ و تدريس فلسفه در مدرسه سپهسالار پرداخت. در سال ١٣٧٩ق. (١٣٣٩ش.) به نمايندگى مرحوم آيةاللّه العظمى بروجردى, رهسپار آمريكا (واشنگتن) شد و رسيدگى به امور شيعيان آنجا را بر عهده گرفت. وى در امريكا به تأليف, تدريس و تحصيل و انجام وظايف مذهبى خويش اشتغال ورزيد و موفق شد مدارج تحصيل فلسفه غرب را تا سطوح عالى طيّ نمايد. معظمٌ له دوره ليسانس را در دانشگاه جرج تاون, فوق ليسانس را در دانشگاه هاروارد و دوره دكترا را در دانشگاه ميشيگان و تورنتو با درجه ممتاز گذرانيد و رساله اى با نام علم حضورى يا اصول معرفت شناسى در فلسفه اسلامى ـ در مدت ٩ سال و با نظارت ٦ تن از بزرگ ترين اساتيد فلسفه غرب ـ نوشت كه از جامع ترين آثار فلسفى به شمار مى آيد. معظمٌ له در سال هاى اقامت خويش در آمريكا به تدريس فقه, فلسفه, ادبيات فارسى, فلسفه اخلاق در دانشگاه هاى آمريكا و كانادا پرداخت و در ده ها سمينار و كنگره هاى علمى و فلسفى شركت جُست و به ايراد سخنرانى پرداخت و استوارى و عظمت فلسفه و كلام اسلامى را در محافل غرب به همگان نماياند و موفق شد زبان انگليسى را به طور كامل فراگيرد.
استاد در سال ١٣٥٨ به ايران بازگشت و به تدريس فلسفه و كلام اسلامى پرداخت و گروه بسيارى از انديشمندان را در مكتب فلسفى خويش پرورش داد و شمارى از تأليفات خويش را به سامان رساند.
تأليفات معظم له عبارتند از:
١. تقريرات درس اصول آيةاللّه بروجردى, چهار جلد. جلد نخست آن با نام (الحجة فى الفقه) به چاپ رسيده است.
٢. تقريرات درس فقه آيةاللّه حجت.
٣. تقريرات درس فقه آيةاللّه بروجردى.
٤. كودك اندلسى.
٥. علوم قرآن. (بخش نخست آن گفتارى از برادرش آيةاللّه حاج آقا مرتضى حائرى, پيرامون اعجاز قرآن است)
٦. هرم هستى: تحليلى از مبادى هستى شناسى تطبيقى.
٧. علم كلى يا فلسفه مابعدالطبيعة. (پيرامون بحث هاى مهم و كاربردى فلسفى از جمله: اتحاد عاقل و معقول, اصالت وجود, حدوث و قدم)
٨. كاوش هاى عقل نظرى. (تقرير فلسفه اسلامى و الهيات بالمعنى الاخص)
٩. كاوش هاى عقل عملى. (در فلسفه اخلاق)
١٠. آگاهى و گواهى. (ترجمه , شرح رساله (تصور و تصديق) ملاصدرا)
١١. متافيزيك. ( شامل ١٢ مقاله و سخنرانى در مقولات فلسفه)
١٢. علم حضورى. (رساله دكتراى ايشان است و پيرامون معرفت حضورى و ارتباط آن با علم الهى به هستى و گيتى بوده, و در برگيرنده مناقشات و بحث هاى بسيار با فلاسفه اى مانند كانت, راسل و ويتگنشتاين است)
١٣. آفاق فلسفه و تفكر. (مجموعه مصاحبه ها و گفتگوها)
١٤. حكمت و حكومت. (درباره فلسفه سياسى و تئورى ولايت فقيه. خلاصه اى از اين كتاب نيز در مجلد (حكومت اسلامى) به چاپ رسيده و بر آن نقدى از سوى حضرت آيةاللّه جوادى آملى نگاشته شده است. در اين كتاب دموكراسى غربى و نظرات ژان ژاك روسو و ديگران نيز به نقد كشيده شده است)
سرانجام آن فيلسوف بزرگ, پس از يك بيمارى در ٧٦ سالگى در ظهر پنجشنبه ١٧ تيرماه ١٣٧٨ (٢٤ ربيع الاول ١٤٢٠ق) چشم از جهان فروبست و پيكرش در روز شنبه (١٩ تير) پس از تشييع در تهران و قم, و نماز آيةاللّه سيد موسى شبيرى زنجانى بر آن, در حرم مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. آيةاللّه شبسترى
آيةاللّه حاج سيد عبدالله موسوى شبسترى از دانشمندان و مفسران كتاب الهى در پى بيمارى و كهولت سن در تهران درگذشت.
ايشان در سال ١٣٣٤ق. در شهرستان شبستر ـ هشت فرسخى تبريز ـ در خانواده اى دانا و مؤمن ديده به جهان گشود. پدرش ثقةالاسلام سيد اسدالله فرزند ميربابا شبسترى از روحانيان و فرهنگيان معروف خطه شبستر به شمار مى رفت.
وى پس از طى تحصيلات دوره ابتدائى در سال ١٣٥٠ق. به تحصيل علوم دينى رو آورد و مقدمات و علوم ادبى را نزد پدر خود و علامه ميرزا رسول هريسى, و كتاب هاى مطول, شرح شمسيه و شرح منظومه را نزد آيةاللّه سيد مرتضى وحيدى فراگرفت.
در سال ١٣٥٦ق. به حوزه علميه تبريز پيوست و در مدرسه طالبيه مشغول تحصيل دروس سطح گرديد. وى شرح لمعه را نزد علامه شيخ ابراهيم بادكوبه اى و علامه سيد على مولانا تبريزى خواند و كتاب قوانين الاصول و متون كتب درسى ديگر را نزد حضرات آيات: ميرزا محمود دوزدوزانى, سيد مرتضى خسروشاهى, شيخ حسين شنب غازانى و ميرزا محمد توتونچى به پايان برد.
آيةاللّه شبسترى در اواخر سال ١٣٦٠ق. به حوزه علميه قم رهسپار شد و باقى دروس شرح لمعه را نزد آيةاللّه سيد شهاب الدين مرعشى به پايان رساند و دروس خارج فقه و اصول را در محضر فقهايى چون: سيد محمد حجت كوهكمرى, سيد محمدتقى خوانسارى, ميرزا محمد فيض قمى, سيد صدرالدين صدر, شيخ محمد قمى (كبير), شيخ عباسعلى شاهرودى و شيخ عبدالنبى اراكى و دروس كلام و حكمت را از محضر علامه سيد حسين قاضى طباطبائى تبريزى به نحو احسن استفاده نمود.
در سال ١٣٦٦ق. جهت معالجه به تهران رفت و در پى درخواست عده اى از مؤمنين در مسجد حاج ميرزا احمد واقع در خيابان مولوى به وظايف دينى اشتغال ورزيد. وى در تهران از تحصيل باز نماند و در دروس فقهى و اصولى حضرات آيات: شيخ على مدرس تهرانى (خارج كفايه), شيخ محمدتقى آملى, سيد احمد خوانسارى و سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى (علاوه بر فقه و اصول, در دروس حكمت نيز) استفاده كرد.
نامبرده علاوه بر اشتغال به وعظ و ارشاد در مركز ,در شهرهاى قزوين و شبستر و حومه آنها به انجام فعاليت هاى مذهبى مى پرداخت, و در تهران همراه با آيةاللّه سيد مرتضى وحيدى شبسترى و افراد خيّر اقدام به تجديد بناى (مسجد سپهسالار) واقع در خيابان چراغ برق نمود.
علامه شبسترى در سال ١٣٩٤ق. و پس از گذشت ٢٨ سال خدمت و ارشاد در تهران به مشهد مقدس رهسپار شد. ايشان پس از ورود اقدام به تدريس فقه و اصول و گفتن تفسير قرآن مجيد نمود. مدتى هم در حرم مطهر (دارالسلام ) به اقامه جماعت و هدايت اشتغال داشت.
آيةاللّه شبسترى پس از ٢٢ سال آستانه بوسى ثامن الحجج(ع) در اوايل سال ١٤١٦ق. حوزه علميه قم را مسكن برگزيد و فقط به گفتن تفسير و اقامه مراسم مذهبى اشتغال داشت و غالباً بر اثر كسالت و شدت بيمارى در منزل بسترى بود.
آثار قلمى ايشان به شرح زير است:
١. مصباح الهداية يا مفتاح السعادة, انتشارات مصطفوى تهران, رقعى, ٨٠ص. جلد اول اين اثر پيرامون نبوت است, و جلد دوم آن كه خطى است, پيرامون امامت مى باشد.
٢. زبدةالأحكام (رساله عمليه ). در سال ١٣٨٩ق. در تهران به چاپ رسيد.
٣ ـ كتاب الأربعين: شرح چهل حديث عرفانى و اخلاقى , ١٤١٤ق., رقعى, قم, ١٥٩ص.
٤. الألطاف الالهية فى الخطابات القرآنية, ١٤١٦ق, انتشارات رسالت قم, وزيرى, ٢٨٨ص.
٥. دراية الحديث.
٦. صيغ العقود.
٧. نماز شب.
٨. النكاح و الطلاق.
٩. سوانح حيات, گزيده اى در شرح حال خود و بخشى از خاطرات.
آيةاللّه شبسترى سرانجام در صبح روز چهارشنبه ١٧صفر ١٤٢٠ق./ ١٢ خرداد ١٣٧٨ش. در يكى از بيمارستان هاى تهران درگذشت. پيكرش عصر روز پنجشنبه در قم تشييع و پس از اداى نماز ميت توسط آيةاللّه سيد محمد وحيد شبسترى در ابتداى قبرستان ابوحسين به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى

* دكتر روشن ضمير
استاد دكتر مهدى روشن ضمير, اديب و زبانشناس معاصر, پس از عمرى خدمات اجتماعى و فرهنگى در ٨٢ سالگى در تهران ديده از جهان فروبست.
وى در سال ١٣٣٧ق./ ١٢٩٨ش. در شهر تبريز ديده به جهان گشود. در پنج سالگى به مكتب خانه ميرزا خانم راه يافت و در هفت سالگى در دبستان مشغول تحصيل شد. در شانزده سالگى دوره دبيرستان را در رشته هاى رياضى و طبيعى به پايان رساند و در دروس ادبى اين دوره از محضر اساتيدى چون: مرحوم حسين اميد و آقاى دكتر غلامعلى رعدى آذرخشى بهره مند شد. آنگاه جهت طى دوره هاى عالى در سال ١٣١٦ش. به تهران رهسپار شد و به مدت سه سال دوره ليسانس زبان ـ زبان و ادبيات فرانسه ـ را در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران سپرى كرد. وى در سال ١٣١٩ش. پس از پايان تحصيلات به تبريز بازگشت و در فرهنگ آن سامان به خدمات فرهنگى اهتمام ورزيد; انجام مأموريت هاى فرهنگى, تدريس در دبيرستان ها و… از آن جمله است. به هر حال پس از چند سال به انگلستان عزيمت كرد و در دانشگاه اكسيتر رشته علوم تربيتى را دنبال كرد. آنگاه در سال ١٣٣٠ش. به فرانسه رفت و در دانشگاه پاريس از دروس استاد پروفسور هانرى ماسه استفاده كرد و در سال ١٣٣٦ش. موفق به دريافت دكترا گرديد و به ايران بازگشت . در زادگاه خود مدت سيزده سال در دبيرستان ها و نزديك به بيست و هفت سال در دانشگاه تبريز, زبان و ادبيات فرانسه تدريس نمود. و پس از سال ها خدمت در ١٣٥٨ش. باز نشسته گرديد. در سال ١٣٥٩ش. در فرديس كرج سكنى گزيد و به تأليف و نگارش روآورد. پاره اى از مشاغل و خدمات ديگر ايشان بدين شرح است:
عضويت در هيئت علمى دانشگاه تبريز; مسؤوليت كتابخانه دانشكده ادبيات دانشگاه تبريز; معاونت همان دانشكده و اخيراً رياست همان دانشكده.
١. روش تازه در ادبيات ما: رساله ليسانس در سال ١٣١٧ش, ١٤٣ص.
٢. مشكلات زبان فرانسه (حروف اضافه), سه جلد.
٣. معتقدات و آداب ايرانى, ترجمه, دو جلد, ١٣٥٥ش, انتشارات دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تبريز.
٤. فردوسى و حماسه ملّى, ترجمه.
٥. يادِ ياران ـ نامه ها و يادنامه ها ـ ١٣٧١ش, تهران, ٤٥٦ص.
٦. ديار خوبان: نوشته هاى پراكنده.
٧. دو شاعر بزرگ: مولانا و شهريار.
٨. بررسى هاى ادبى.
٩. ترجمه ها : از فرانسه, انگليسى و تركى.
١٠. برگزيده هاى ادبى, دو جلد.
١١. ارتيكل ها (از سرى مشكلات زبان فرانسه).
١٢. زمان ها (از سرى مشكلات زبان فرانسه).
١٣. جمله هاى فرانسه.
١٤. خنده (و پژوهشى درباره خنده), ترجمه.
١٥. قائم مقام فراهانى و تأثير او در نظم و نثر فارسى: رساله دكترا به زبان فرانسه.
١٦. ديوان اشعار.
١٧. اصطلاحات فرانسه, ١٣٢٢ش, تبريز.
١٨. تاريخ سياسى و نظامى دودمان غورى, ١٣٥٧ش, دانشگاه ملى تهران, ٢١٩ص.
استاد روشن ضمير پس از عمرى تلاش و خدمت در روز سه شنبه ١٦ صفر ١٤٢٠ق./ ١١ خرداد ١٣٧٨ش. براثر بيمارى در يكى از بيمارستان هاى تهران درگذشت. پيكر ايشان جهت خاكسپارى به تبريز انتقال و پس از تشييع باشكوهى در مقبرة الشعرا به خاك سپرده شد.
*

* استاد سيد طالب خرسان
حجةالاسلام استاد سيد طالب خرسان, از جمله پُركارترين نويسندگان و محققان عرب زبان معاصر بر اثر سكته قلبى در ٥٢ سالگى درگذشت.
وى در روز پنجشنبه ١٣/ رجب/ ١٣٦٨ق. مطابق با ٢٢/ ارديبهشت/ ١٣٢٨ش. در شهر على غربى از توابع استان عماره عراق ديده به جهان گشود.
پدرش سيد على حسينى (متوفاى ١٤٠١ق.) از بزرگان شهر على غربى بود كه از محدث گرانقدر علامه شيخ عباس قمى (متوفاى ١٣٥٩ق.) اجازه روايت داشت, و در شهر ياد شده به اشتغالات دينى و رسيدگى به مراجعات اجتماعى اهتمام داشت. پدر سيد على, مرحوم آيةاللّه سيد حسينعلى حسين دشتكى (١٢٦١ـ١٣٣٧ق.) از دانشمندان معروف شهر كاظمين بود. وى با چند واسطه به علامه محقق سيد صدرالدين محمد فرزند غياث الدين دشتكى شيرازيمى رسد. (٨٢٨ ـ٩٠٣ق.) مى رسد.
استاد خرسان پس از پشت سر گذاشتن مراحل اوليه و دوره دبيرستان در على غربى جهت ورود به دانشگاه به بغداد رفت و در دانشكده حقوق ثبت نام كرد و پس از چندى موفق به اخذ مدرك علمى گرديد. در ضمن شب ها در دارالمعلمين تحصيل نمود و از آنجا دانشنامه دريافت كرد. در اين مرحله از محضر محقق گرامى استاد احمد امين ـ زنجامى الأصل ـ (١٣٢٠ـ١٣٩٠ق.) در علوم رياضى و فنون ديگر بهره مند شد.
خرسان پس از انجام تحصيلات به امر تربيت و تعليم در مدارس بغداد اشتغال ورزيد و برخى از فعاليت هاى فرهنگى خود را در همانجا آغاز نمود. ولى پس از مدت كوتاهى گرفتار حساسيت ها و فشارهاى سياسى گرديد, و در سال ١٤٠٠ق. به ايران مهاجرت كرد و در شهر علم و اجتهاد, قم سُكني§ گزيد. و از محضر اساتيدى چون: علامه شيخ مصطفى نورانى اردبيلى و علامه سيد محمد على طبسى حائرى و دروس عالى خارج را از محضر آيات: سيد محمد مفتى الشيعه اردبيلى و شيخ محمد فاضل لنكرانى بهره مند شد.
زنده ياد خرسان, كار نويسندگى و تحقيق متون اسلامى را در اين دوره با جديت تمام و با سرعت لازم پيش گرفت و آثار گرانبهايى از خود به يادگار گذاشت. متأسفانه به دليل عائله مندى مجبور به فروختن آثار قلمى و نتاجات تحقيقى خود مى شد. بسيارى از مقالات و مطالب تاريخى نيز به مجلات و روزنامه هاى عربى زبان با نام مستعار ارسال مى كرد. بخشى از آثار قلمى اش از سوى افراد فرصت طلب و سودجو و بى سواد مورد سؤاستفاده قرار گرفت.
آثار فكرى و ترشحات قلمى محقق گرانقدر و پژوهشگر توانا زنده ياد سيد طالب خرسان به شرح زير است:
١. اللؤلؤة البيضاء فى فضائل فاطمة الزهراء(ع), ١٤١١ق, أنوار الهدى قم, ٢٥٦ص.
٢. الشهاب المنير فى تواتر حديث الغدير, ١٤١١ق, دارالنشر قم, ١٠١ص.
٣. الولاية (يا رحيق الكوثر فى ولاية حيدرـ ع ـ), ١٤١٣ق, الشريف الرضى قم, ٨٦ص.
٤. ثورة الطّف, ١٤١٣ق, أنوار الهدى قم, ٢٠٠ص.
٥. نشأة التشيّع, ١٤١٢ق, الشريف الرضى قم, ١٤٤ص.
٦. الاسلام السعودى الممسوخ, ١٤١٠ق, جامعه مدرسين قم, ٣٢٢ص.
٧. مقتل الحسين(ع), اثر خوارزمى حنفى, تحقيق, ق, أنوار الهدى.
٨. الفكر الشيوعى والنزعات الصهيونية.
و اما آثار خطى:
٩. المقلة العبراء فى تظلم فاطمة الزهراء(ع).
١٠. فريدة الزمن فى مناقب الامام الحسن(ع).
١١. الجوهر الفريد فى مناقب السبط الشهيد(ع).
١٢. تاج الأشعار فى رثاء أبى الأحرار(ع).
١٣. تحفة الأمجاد فى مسند الامام السجاد(ع).
١٤. شرح ديوان الامام زين العابدين(ع).
١٥. الهادي الى امامة علي الهادي(ع).
١٦. الياقوتة الحمراء فى ايمان أبى طالب سيّد البطحاء(رض).
١٧. التحفة الطالبية فى مناظرات علماء الشافعية.
١٨. مغيث الخلق فى اختيار الحق.
١٩. فيض البارى فى الطعن بأحاديث مسلم والبخارى.
٢٠. الروض الأربض فى الجبر والتفويض.
٢١. ريحان المجالس و تحفة المؤانس (يا كشكول طالب).
٢٢. الأثر الحميد فى ذرية زيد الشهيد (رض), در سه جلد.
٢٣. التعريف والاعلام بما فى الامامية من الأعلام.
٢٤. البراهين الباهرة فى ذم الدنيا و مدح الآخرة.
٢٥. التذكرة فى الفوائد النحوية النادرة.
٢٦. بغية النبلاء فى من استبصر من العلماء.
٢٧. العقد الباهر فى وصيتى لقرة العين ولدى ياسر.
٢٨. العقد الثمين فى أحوال العلامة أحمد أمين. (صاحب التكامل فى الاسلام)
٢٩. النور الشعشعانى فى أحوال العلامة السيد عباس الكاشانى.
٣٠. صدق الخبر فى خوارج القرن الخامس عشر.
٣١. الاسلام وتأثيره على الأخلاق.
٣٢. وصايا الى الشباب المسلم فى الخارج.
٣٣. الصلة بين التصوف والتسنن.
٣٤. ديوان السيد طالب الخرسان. (مجموعه اشعار)
٣٥. تفسير سورة الاسراء.
٣٦. القصة فى القرآن الكريم.
٣٧. مشاهداتى فى ايران.
٣٨. وجاء دور الحَجّاج.
٣٩. حكم الاسلام فى القومية.
٤٠. المرأة بين الماوية والاسلام.
٤١. زيف التوحيد الوهابى.
٤٢. محن العلماء.
٤٣. شخصيات عايشتها.
٤٤. أخلاقيات المجتمع الاسلامى.
٤٥. الرياض المستطابة فى الصحبة والصحابة.
٤٦. سفير الحسين(ع) مسلم بن عقيل(رض).
٤٧. زيد الشهيد(رض).
٤٨. عقيلة بنى هاشم(س).
٤٩. نشأة المذاهب والفرق.
٥٠. وارث النبى(ص).
٥١. مباحث البسملة.
٥٢.أعيان المالكية.
٥٣. نشأة الخوارج.
٥٤. سِرّ تشابه القرآن.
٥٥. بذل الحبا فى فضل آل العبا(ع).
٥٦. قسيم النار.
٥٧. لمحات عن سيرة أطغى الطغاة (صدام).
٥٨. مسند الامام سليمان بن مهران الأعمش,در چند جلد.
٥٩. نُخب المناقب: مناقب الامام على(ع), در چند جلد.
٦٠. عهد الامام اميرالمؤمنين(ع) الى حذيفة بن اليمان, اثر حسن بن ابى الحسن محمد ديلمى, تحقيق.
٦١. الاجتهاد والتقليد: تقريرات مفتى الشيعة.
مرحوم خرسان هنگام اقامت خود در ايران جهت انجام وظايف دينى و ارشاد و هدايت مردم سال هايى چند به شهر (پُل دختر) از توابع استان لرستان رفت و آمد داشت.
استاد خرسان سال هاى آخر عمر خود در كمال غربت در شامگاه روز شنبه ٦/صفر/ ١٤٢٠ق. مطابق با اول/ خرداد/ ١٣٧٨ش. در اثر سكته قلبى در بيمارستان آيةاللّه گلپايگانى زندگى را بدرود گفت. پيكرش عصر روز دوشنبه از مسجد امام رضا(ع) (هيئت نجفيها) تشييع و پس از اداى نماز ميت توسط استاد گرانقدر حوزه علميه حاج سيد محمد جواد طباطبائى علوى بروجردى به سمت حرم مطهر بدرقه شد و در قبرستان باغ بهشت قم به خاك سپرده شد. رحمةالله عليه.
* استاد بقّال
پژوهشگر توانا استاد شيخ عبدالحسين محمد على بقّال, در ٦٥ سالگى در پى بيمارى در لندن زندگى را بدرود گفت.
استاد حاج شيخ عبدالحسين فرزند حاج محمدعلى و نوه حاج حسين بهبهانى محسنى كه به بقّال اشتهار يافت, در ١٣٥٥ق. مطابق با ١٣١٥ش. در شهر نجف اشرف متولد گرديد. وى پس از دوره دبيرستان, ادبيات عرب را از محضر دانشمند و اديب بزرگ استاد حاج يحيى جواهرى (١٣١٧ـ١٤٠٠ق. ) استفاده نمود. آنگاه جهت ادامه تحصيلات عالى خود وارد دانشكده فقه (كلية الفقه) نجف اشرف شد و دروس دينى را از محضر اساتيدى چون: آيةاللّه شيخ محمد تقى ايروانى (دام ظله), علامه سيد محمد تقى طباطبائى حكيم (دام ظله) و علامه شيخ كاظم شمشاد فراگرفت. در سال ١٣٨٧ق. با درجه عالى موفق به دريافت ليسانس ادبيات عرب و علوم اسلامى گرديد.
بقّال خدمات فرهنگى خود را در وزارت آموزش و پرورش آغاز كرد و در شهرهاى مختلف عراق (نجف اشرف, بغداد و بصره) به تربيت و تعليم نوباوگان و دانش آموزان پرداخت. او در ضمن كار آثار ارزشمندى نيز از خود يادگار گذاشت.
ايشان در سال ١٤٠١ق. در اثر فشارهاى دولت عراق به ايران تبعيد شد و ابتدا در تهران سكونت اختيار و با وزارت ارشاد اسلامى همكارى كرد. سپس در اثر عشق وافر و علاقه بى پايانش به ساحت قدسى اهل بيت(ع) قم را به عنوان مسكن برگزيد. دروس مكاسب را از محضر آيةاللّه شيخ محمد غروى (دام ظله) استفاده كرد و به تأليف و گردآورى موسوعه هاى بزرگى در لغت, جغرافيا و رجال اهتمام ورزيد. مجموعه لغت ايشان از سوى انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسيد و مجموعه جغرافيا و مكان شناسى در دست چاپ و مجموعه رجالى اش همچنان مخطوط مانده است.
كوشش و تلاش فراوان, دقت زياد, احساس مسؤوليت شرعى و اخلاقى و معاشرات با دانشمندان و پژوهشگران از جمله ويژگى هاى ايشان بود.
فهرست آثار تأليفى و پژوهش استاد بقال به شرح زير است:
١. الاسلوب الأمثل فى خدمة المذهب, ١٣٨٥ق. مطبعة الآداب النجف, ٣١ص.
٢. التربية, ١٣٨٦ق. چاپ نجف اشرف.
٣. كيف ونحن صامتون؟ ١٣٨٥ق. مطبعة الآداب النجف, ٢٩ص.
٤. واقعنا المعاصر, ١٣٨٥ق, چاپ نجف اشرف.
٥. الامامة حتى ولاية الفقيه, ١٤٠٢ق, وزارت ارشاد, ٩٠ص.
٦. الشهيد الصدر, الفيلسوف الفقيه, ١٤٠١ق. وزارت ارشاد, ٧٩ص.
٧. دور الصادق(ع) فى امامة الاسلام والمسلمين, ١٤٠١ق. وزارت ارشاد, ١٠١ص.
٨. مسألة فى بيع مَن له نصف الدّار, اخراج, ١٤١٠ق. كتابخانه چهلستون تهران, ٦٤ص.
٩. رسالة ايران الثورة فى عيد ميلاد المسيح(ع), اخراج و مراجعة, ١٤٠٢ق. وزارت ارشاد, ٥٤ص.
١٠. الرسالة السعدية فى اصول الدّين و فروعه, اثر علامه حلّى, تحقيق و تعليق, ١٤١١ق. كتابخانه آيةاللّه مرعشى, ١٧٢ص.
١١. معالم الدّين وملاذ المجتهدين, اثر ابومنصور حسن فرزند شهيد ثانى, تحقيق و تعليق, ١٣٩٢ق. مطبعة الآداب النجف, ٤٧١ص.
١٢. الرعاية فى علم الدراية, اثر شهيد ثانى, تحقيق, ١٤٠٨ق. كتابخانه آيةاللّه مرعشى, ٤٠٦ص.
١٣. شرح البداية فى علم الدراية, اثر شهيد ثانى, تحقيق و تعليق, ١٤٠٢ق. كتابخانه چهلستون تهران, ١٦٨ص.
١٤. الشيخ البهائى عميد الفقهاء وفقيه الادباء.
١٥. مبادئ الوصول الى علم الاصول, اثر علامه حلّى, تحقيق, ١٣٩١ق. مطبعة الآداب النجف, ٢٧٩ص.
١٦. شرائع الاسلام فى مسائل الحلال والحرام, اثر محقق حلّى, تحقيق و تعليق, چهار جلد.
١٧. الفهرسة فى بداياتها وتطوراتها.
١٨. مفردات لغوية.
١٩. ايضاح الاشتباه فى ضبط تراجم الرجال, اثر علامه حلى, تحقيق, خطى.
٢٠. المعجم المفهرس فى مفردات يفعول, در مجله المورد, سال ١٤٠٠ق, مجلد٩, شماره٢, در ٣٦ص رحلى چاپ شد.
٢١. المعجم المفهرس فى مفردات تفعال, در مجله المورد چاپ شده است.
٢٢. المعجم المفهرس لما فى اللغة من صيغ فعللة.
٢٣. المعجم المفهرس لمجامع الحديث الشريف.
٢٤. المعجم الجغرافى, در چند جلد, در دست چاپ است.
٢٥. المعجم الرجالى, در چند جلد, خطى.
٢٦. المعجم المجمعى.
استاد بقال سال هاى پايان عمر خويش را در تنهايى و غربت سپرى كرد و به طور شبانه روزى در حال نگارش و پژوهش بود.
متأسفانه بيمارى مزمن او شدت پيدا كرد و معالجات دايم سودى نبخشيد. سرانجام قبل از ظهر پنج شنبه ٢٦/ محرم/ ١٤٢٠ق. مطابق با ٢٣/ ارديبهشت/ ١٣٧٨ش. در ٦٥ سالگى ديده از جهان فروبست. پيكرش سه روز بعد به ايران انتقال و در عصر روز دوشنبه اول ماه صفر در قم تشييع و در يكى از اطاق هاى قبرستان باغ بهشت قم به خاك سپرده شد.
* محمدعلى مردانى
استاد حاج محمدعلى مردانى شاعر توانا و افزون اثر ادبيات دينى معاصر و يكى از پير غلامان آستان مطهر اهل بيت (ع) در ٧٩ سالگى ,در تهران درگذشت.
مردانى در سال ١٣٤١ق. مطابق به ١٣٠١ش. در روستاى (آشميسان سادات) از توابع خمين, چشم به جهان گشود. پدرش بهرام مردانى, كشاورز بود و از طرف مادر, خاندانش همه از عالمان دين و بزرگان شريعت بودند.
او تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش و خمين فراگرفت, از آن پس به اراك رفت و چندى به تحصيل صرف و نحو پرداخت و از استاد دكتر محمد خزائلى ـ دانشمند روشندل ـ كسب فيض كرد.
مردانى از كودكى به شعر علاقه مند شد. در ده سالگى به مرثيه و مديحه سرايى پرداخت و در تكايا و مجالس سوگوارى حضرت اباعبدالله الحسين(ع) مرثيه سرايى مى كرد و به تدريج شعرش شكوفايى يافت و براى مداحان و دسته هاى عزادار مرثيه مى ساخت. در شهر خمين به تشكيل مجمع مداحان همت گماشت, ولى مورد غضب رژيم شاهى قرار گرفت و خانه اش توسط مزدوران محلى به آتش كشيده شد و خود متوارى گرديد.
ايشان در سال ١٣٣١ش. به تهران عزيمت كرد و پس از چهار سال اقامت اقدام به تشكيل انجمن مداحان نمود. در آغاز انجمن به طور سيّار در منازل تشكيل مى شد و از سال ١٣٥٠ش. به طور ثابت در منزل مرحوم مردانى استقرار يافت و به انجمن نغمه سرايان مذهبى شرق تهران نامگذارى و معروف شد.
پس از پيروزى انقلاب فعاليت خود را شدت بخشيد و به عضويت شوراى شعر وزارت ارشاد اسلامى و واحد ادبيات حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى درآمد و در چندين مسابقه شعرى شركت جست و برنده گرديد .
مردانى در طول جنگ تحميلى در جبهه ها حضور داشت و دچار عوارض جسمى شد.
مردانى شاعرى اخلاص پيشه و عارفى وارسته بود و نسبت به چهارده معصوم(ع) اخلاص كامل داشت. استاد در طول عمر خود توفيق تأليف و گردآورى حدود هفتاد مجموعه شعر را يافت كه اغلب آنها به چاپ رسيد و چند اثر خطى باقى ماند.
١. مجموعه قتاب, ١٣٧٢ش. چاپ اوّل, انتشارات تربيت, ٧٢ص.
٢. ادبيات عاشورا, انتشارات سوره.
٣. شهره بازار, انتشارات سوره.
٤. همراه با كاروان, انتشارات سوره.
٥. پرتوى از خورشيد, ١٣٧٣ش. چاپ اوّل, انتشارات ياسين, ١٨٩ص.
٦. حريم عشق (شامل جديدترين غزل ها و نوحه هاى سينه زنى و…), ١٣٧٣ش. چاپ دوم, انتشارات ياسين, ١٨٢ص.
٧. راهيان عاشورا, ١٣٧٣ش. چاپ دوم, انتشارات ياسين.
٨. خلوت دل (مجموعه شعر شامل قصيده و غزل و قطعات ادبى), ١٣٧٧ش. چاپ اوّل, ١٩٦ص.
٩. رباعيات ائمه معصومين(ع), ١٣٧٧ش. چاپ اوّل, ١٦٠ص.
١٠. پژواك عشق: گردآورى; شامل قطعاتى از سروده هاى شاعران مختلف درباره نماز. ١٣٧٧ش. ستاد اقامه نماز, ٧٢ص.
١١. نواى نينوا: گرداوى; نوحه و مرثيه سينه زنى عاشورا. ١٣٧٧ش. چاپ اوّل, ١٢٠ص.
١٢. گلگشت: ترجمه; سيرى دوباره در احاديث مجموعه نصيحت. ١٣٧٧ش. چاپ اول, انتشارات آريا, ٢٠٨ص.
١٣. جنگ جنگ (گردآورى), ١٣٦٣ش. انتشارات موسوى, ١٦٦ص.
١٤. نواى رزمندگان: شامل احاديث و مراثى آل عصمت(ع) و نوحه و سرودهاى انقلابى. ١٣٦٣ش. انتشارات كلينى, ١٩١ص.
١٥. دو درياى رحمت: على(ع) مظهر عدل و فاطمه(ع) مظهر تقوا, ١٣٦٦ش. اميركبير, ٣٧٣ص.
١٦. فروغ ايمان (مجموعه اشعار), ١٣٦٧ش. اميركبير, ٧٤٢ص.
١٧. يوسف دل (مجموعه اشعار), ١٣٦٨ش. سازمان تبليغات, حوزه هنرى, ٣٤٧ص.
١٨. چشم بيمار (گردآورى مجموعه اشعار), با همكارى عباس براتى پور و سيميندخت وحيدى, ١٣٦٨ش. سازمان تبليغات, حوزه هنرى, ١٢٦ص.
١٩. احتجاج بانوى بزرگ اسلام (حضرت زهرا(ع)).
٢٠. شكوه ايمان.
٢١. طلوع خورشيدها.
٢٢. على(ع) مظهر تقوا.
٢٣. گلزار شهيدان.
٢٤. در معبر نور, انتشارات پيام آزادى.
٢٥. لاله هاى جاويدان.
٢٦. مجموعه نور.
٢٧. هديه صيام.
٢٨. آثار بهيگان.
٢٩. گل انتظار.
٣٠. كاروان عاشورا.
٣١. ادبيات جنگ, در چند جلد.
٣٢. سربداران عشق.
٣٣. ضيافت عشق (در فضيلت ماه مبارك رمضان), ١٣٧٣ش. سازمان تبليغات, حوزه هنرى, ٧١ص.
٣٤. سرود فضل (اشعارى در فضيلت نماز), سازمان تبليغات, حوزه هنرى, ١٣٧٤ش. ٩٦ص.
استاد مردانى , پس از سال ها تحمل رنج و بيمارى سرانجام در روز چهارشنبه ١٨/ محرم/ ١٤٢٠ق. مطابق با ١٥/ ارديبهشت/ ١٣٧٨ق. به علت عارضه مغزى در بيمارستان ايران در ٧٩ سالگى در تهران بدرود حيات گفت. پيكرش صبح روز جمعه از حسينيه ثارالله واقع در ميدان هفت تير به سوى بهشت زهرا تشييع و در قطعه ٨٨ (ويژه فرهيختگان و هنرمندان) به خاك سپرده شد. عبدالحسين جواهر كلام

*